شازده کوچولو
  
 بدترین چیز زندگی آنست که آدمی به همه چیزش زود عادت می کند
 
خرداد 1385
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
 
آرشیو
موضوع بندی

آموزش دفاع شخصی ! آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 30 خرداد ماه سال 1385

بالا خره مقاله http://www.sharghnewspaper.com/850330/html/mashroteh.htmجدیدم درشرق چاپ شد .حس خوبی دارم این هم آدرسش .

راستی یه مدته که دربلاگفا مطلب می تویسم بهتره به اونجا سر بزنید.

 

http://shazdehkoocholu.blogfa.com/

                                                                                        


 
یکشنبه 14 خرداد ماه سال 1385
قسمت پایانی

 

فصل سوم:

فصل سوم (پایانی)کتاب درحقیقت واگویه ای ازفصل نخست ودرقیقت جمع بندی ایده رورتی است.

درنخستین گام رورتی به نقددوچپ اصلاح گرا وفرهنگی می پردازد:

محل نزاع رورتی باهریک از این دو دسته :

الف)با چپ اصلاحگرا:در نگاه اقتصاد محور که هرنوع تبعیض اعم ازجنسیتی ونژادی رابازتولیدسرمایه داری تصورکرده که ناشی از "خودخواهی"حاکم بر"اقتصادسرمایه داری اصلاح نشده"درجامعه ایجاد گردید.ازنگاه آنها پایان خودخواهی وایجاد نوعی "عدالت اقتصادی"محوکننده این تبعیضات است.

 

ب)باچپ فرهنگی:این گروه بانقد نگاه فوق انگیزه های عمیق وپنهان روانی-جنسی رابه تبع ازفروید مهمترازحرص وآزسطحی وآشکار مارکس موجد این برابری ذکر می کند بی آنکه ترغیب گر ابتکاری سیاسی باشد.این شیوه ٬تفکرگاه "ایدئولوژی جنگ سرد"و"خردگرایی فن سالارانه"و"ذکرمحوری"نامیده می شود.(چپ دانشگاهی)

راه اندازی رشته هایی نظیر تاریخ زنان ٬تاریخ سیاهان٬مطالعات هم جنس گرایان٬مطالعات اسپانیایی –آمریکایی٬مطالعات مهاجران (دریک کلمه مطالعات فرهنگی)ازدستاوردهای چپ فرهنگی است.

اماماحصل این نگاه که بعد از1960 حاکم گردیدازبین رفتن امنیت اقتصادی به واسطه نادیده انگاشتن اقتصاد است.جهانی شدن اقتصاد این فرایند رابه مراتب تشدید می کند وعملاطبقه فرادست وفرودست رابوجود می آورد.

درنگاه رورتی "جامعه اورولی"دراین چنین جامعه ای نیز قابل شکل گیری است که درآن نقش "برادربزرگتر"را"نظام بین المللی؛جهان وطنی"بازی می کند.

مشغول کردن ذهن طبقه کارگر به امیدهای بیهوده وبحثهای مربوط به آداب جنسی ازاقدامات طبقه فوق ثروتمند درچنین جامعه ای است.

چپ دانشگاهی معاصر می اندیشد که هرقدرسطح انتزاعی شمابالاترباشد ٬بانظم رسمی بیشتری می توانیدمخالفت کنید .به نظر او هرچه دستگاه مفهومی شما کلی تر وتازه تر باشد ٬نقدشما تندتر است.

راهکاررورتی بهره گیری ازآمیزه ای ازچپ اصلاحگرا ی اقتصاد محور وچپ فرهنگی است وبادوپیشنهاد این امررامطرح می کند:

1)چپ باید درنظریه وقفه ای ایجاد کند وعادت فلسفی خودراکنار بگذارد.

 

2)چپ باید بکوشد ازآنچه ازغرورما نسبت به آمریکایی بودن بر جای مانده است راتجهیزکند.

 

به عبارتی دقیق تر رورتی بازهم نوعی "عملگرایی"رابه تاسی از تعلیمات وینم ودیویی توصیه می کند چه آنکه تعلیمات دریدا٬فوکو ولاکان اگرچه ممکن است برای فرد درحوزه فردیش سودمند باشند اماوقتی سراغ مسئولیتهای عمومی مان می رویم ٬بی پایان وبازنمودپذیر فقط

ارباب زحمت هستند .

به نظررورتی هیچ چیز بیش ازتوافق برسرخط مشی سیاسی مشخص ٬منشورملت وفهرستی ازاصلاحات معین نمی تواند به احیای چپ آمریکا کمک کند.

ازنگاه رورتی"ما آمریکائیان نبایددیدگاه ناظر بی طرفوجهان وطنی رااختیارکنیم بلکه باید باحقوق ناخوشایند خودمان روبرو شویم.

به اعتقاد وی تامادامی که از"چپ سیاسی"فعال برخورداریم برای کشورشدن کشور ٬هنوز فرصتی دراختیارداریم.

 
یکشنبه 7 خرداد ماه سال 1385
به بهانه دوم خرداد

 

 

 جنبش دانشجویی درگذر"اصلاحات"

 

پیروزی اصلاح طلبان درخرداد 76 رامی باید مقارن "نوزایی"چند خرده جنبش اجتماعی دانست که هر یک ارآنها به فراخور وضعیت جامعه سیاسی ٬سعی دربازتعریف خود می نمود ."گفتمان"ها وخرده جنبش هایی که برخی تامرز انحلال پیش رفتند وبرخی باعبور از کوران حوادث سیاسی ٬به بلوغ وتکامل نسبی رسیدند.

مطبوعات آزاد ٬جنبش زنان ٬جنبش جوانان وجنبش دانشجویی گونه های مبرهنی از این "گفتمان –خرده جنبش"هایی بودند که درطی این چندسال به هویتی دوباره دست یافتند.

دراین مقاله با نگاهی گذرا از سه جریان نخست به تبیین تاریخی "جنبش دانشجویی درگذراصلاحات "درحد بضاعت خود خواهم پرداخت.

 

مطبوعات آزاد:

 

اگر چه اندک نشریاتی نظیر "سلام" و"کیان" درروزهای پیش ازخرداد 76 توانسته بودند نمایی متفاوت از سایر روزنامه های دولتی وهوادار "وضعیت موجود" را به نمایش بگذارند اما بی اغراق به صحنه آمدن نشریات وروزنامه های منتقد جریان حاکمیت وقرائت رسمی دولتی رامی باید بیش از هرچیز مدیون سالهای نخستین به کرسی نشستن خاتمی دانست.اگر چه تعطیلی "فله "ای وزود هنگام مطبوعات درسال 79 به نوعی توانست باضربه زدن به رکن چهارم دموکراسی ٬به نوعی فلج سیاسی دراین حوزه منجر گردید.وضعیتی که به مغز متفکرسالهای  اصلاحات (حجاریان)

پهلو می زدوبه تقلید از اونوعی "کم گویی"و"پخته تر"حرف زدن راپیشه خود کرده است.

اندک روزنامه ها ومجلات باقیمانده ازپروسه تکراری "انتشار_توقیف"بیش از هر چیز مصداق گزاره فوق اند.

 

□□

جنبش زنان وجوانان:

 

این دو خرده جنبش رامی باید کودکان ناقص الخلقه جریان اصلاحات درایران به حساب آورد .دوجریانی که اگر چه باآسیب شناسی های مختلفی همراه می باشد اما بی تردید هردودرعدم شکل گیری وسازمان یابی دارای نقاط مشترک منفی بسیاری می باشند.فرایندی به ناچار این خرده جنبش ها رادرحد گفتمانهای پراکنده درجامعه سوق داده بود .

جنبش زنان به علت "ابزار شدگی " درطی این سالها همواره باقرائتی "شعارگونه"

درخدمت احزاب وکانونهای سیاسی اصلاح طلب درجهت مشروعیت یابی آنان قرار گرفت .امری که بامعطل گذاردن مطالبات خاص زنان ٬دستیابی به این مطالبات را به آینده ای نامعلوم واگذار می نمود .

به عبارتی دقیق تر (چنانکه درمقاله "فمینیسم ایرانی٭" به آن پرداختم )ادبیات غالب دراین سالها بادرسایه قرار دادن خواستهای زنان ٬مصلحت آنان رادراجماع برخواستهای عمومی تر طلب می نمود.

فقدان سازمان یابی ونیز تکثر وتنوع اولویت های مطرح شده درحوزه زنان درکنار

مواردفوق الذکر از جمله دیگر عواملی بود که پی گیری مطالبات راتحت الشعاع خود قرار می داد .

جنبش جوانان دراین میان از وضعیت نامطلوب تر نسبت به جنبش زنان برخوردار بود .چه آنکه اساسا این جریان از جانب هیچ یک از جریانهای دیگر(دانشجویی ٬زنان٬روزنامه نگاران )به عنوان یک پدیده اجتماعی اثر گذار ٬به طور مستقل٬به رسمیت شناخته نشد .به عبارتی دقیق اگر چه بسیاری از نقش آفرینان هریک از حوزه های فوق الذکر رانسل جوان ایرانی تشکیل می داد اما درعمل این نسل از جامعه درکلیت خود فاقد سازمان یا رهبری مشخص درطی این سالها بود .این امر به هرزرفتن بخش عمدهای ازنیروهایی منجر گردید که توانسته بودند درخرداد 76 نتیجه ای متفاوت ترازپیش بینی ها رارقم بزنند.نضج گرفتن نوعی "لمپنیسم" درقالب های متفاوت ٬نتیجه این انفعال خودخواسته دراین گروه سنی بود.

 

□□□

جنبش دانشجویی:

 

فارغ از 3 جریان فوق٬بی تردید جنبش دانشجویی رامی باید موثرترین وزنه اجتماعی درطی یان سالها به حساب آورد .گروهی که درتعامل بانخبگان وروشنفکران از یکسو ورجل سیاسی (مقصود گروهی که واردقدرت شدند اعم ازنمایندگان ودولتمردان) ازسوی دیگر٬سعی درایجادارگانیسم واحد رامی نمود

اگرچه از آسیب های این استراتژی نیز درامان نماندواینگونه بود که بازوی دوم این تعامل (دانشجویان –رجل سیاسی)زودتر از آنکه تصور می رفت دچار گسست شد.

فقدان اعتقاد قلبی به اصلاحات ٬تفاوت دربرداشتهای دانشجویان وحاضرین درقدرت ازمفهوم اصلاحات ٬انسداد ساختارقدرت ونیزحرکتهای "لاک پشتی " دولتمردان اصلاح طلب رامی باید عمده ترین عامل درشکل گیری این گسست قلمداد نمود.

اما تعامل میان نخبگان وفعالان دانشجویی ازپیچیدگی بیشتری برخوردار بود .

هزینه های سنگین اصلاح طلبان دراین دو حوزه ( نگاهی آماری به زندانیان مطبوعاتی ودانشجویی موید این گزاره است)به نوعی همذات پنداری ودرک متقابل   وبه تبع همکاری بیشتر میان این دو طیف دراین سالها منجرگردید.به نوعی تاریخ جنبش دانشجویی درگذراصلاحات رامیتوان٬ متاثراز" چگونگی" رابطه میان این دو جریان درطی این سالها دانست.

درفاصله انتخابات 76 تا84 می توان 3 برهه زمانی متفاوت راازاین منظر درجنبش دانشجویی ایران پی گیری نمود:

 

١ دوره نخست ؛از خرداد 76 تاتیر78:

 

این دوره رااگرچه می باید تولدجنبش نوین دانشجویی ایران به حساب آورد اما بی تردیدهیجان سیاسی (جوزدگی)ناشی ازتغییر فضای دانشگاهها (به تبع جامعه )به خطاهای استراتژیک درجنبش منجرگردید.

جنبش دانشجویی دراین سالها بانوعی ((خودبزرگ بینی)) وعدم تناسب میان ((داشتها وخواستها))عملا بانگاهی آرمانگرایانه ٬حداکثر دستاوردها رادرگام نخست مطالبه می نمود.

تریبون آزادهای دانشجویی ٬دراین سالها بانشانه گرفتن حساس ترین نقاط حاکمیت ٬اتوپیای خودرادرواژگونی تمامی ساختارهای تعریف شده طلب می نمود.

اگرچه این هیجانات جمعی (واساسا واکنشی)درپیوند بااعتراضات هیستریک ناشی ازبسته شدن روزنامه سلام وبه زندان افتادن رهبران سیاسی ٬به تجربه ناخوشایند درسرکوب سال 78 منجر گردید اما این خود مولد 2 نسل متمایز ازدانشجویان درسالهای آتی بود.

 

٢دوره دوم؛ازتیر 78 تااواخر82:

 

اگرچه دوره نخست از سالهای اصلاحات ٬باغالبیت گرایشات سیاسی دربین دانشجویان ایرانی همراه بود اما سرکوب 78 وازپس آن فضای امنیتی تر حاکم دردانشگاهها ٬درپیوند باحوادث سیاسی جامعه (تعطیلی روزنامه ها ودستگیری فعالان سیاسی )عملابه " انفعال٭٭" بخش عظیمی از دانشجویان دراین دوره منجر گردید .دانشجویانی که حالا قشر عظیمی از آنها ٬بابی اهمیتی به مسائل سیاسی وحتی اجتماعی سعی درنمایش الگوهای خاص خود می نمودند ونوعی روزمرگی رابه تاسی ازجامعه ٬درپیش گرفته بودند (نسل اول ازدوره دوم) امادراین میان٬دسته محدودتری دانشجویان که هنوز مسائل سیاسی وتحولات جامعه برای آنان از اهم مسائل بودنیز سعی درنمایش الگوی جدیدی ازجنبش دانشجویی می نمودند که می توان از آن به عنوان "مصلحت گرایی" نام برد .دانشجویان دراین برهه بانوعی عقب نشینی ازرویکردپیشروانه ویکه تازانه ٬به مقلدان نخبگان سیاسی واحزاب بدل گردیدند چه آنکه آنان دریافته بودند که هزینه "دگرخواهی" درایران بیشتر ازآنست که شانه های نحیف جنبش دانشجویی به تنهایی تاب تحمل آن راداشته باشد.

اگرچه نوعی هم گامی بااحزاب سیاسی درحین "عملگرایی" می توانست درتعدیل افراط دوره نخست موثر باشد اما تفریط این دوره ناخواسته به" تقلیل" جنبش  دانشجویی به پیاده نظام احزاب سیاسی ودانشجویان به مریدان نخبگان سیاسی منجرگردید. بی جا نیست اگر تصمیم گیری  درباره آینده جنبش رادراین سالها درخارج ازدانشگاه ودرفراکسیونهای دانشجویی احزاب ردیابی کنیم.بااینهمه افول اصلاح طلبان درون ساختار وبه تبع احزاب هوادار آنان درطی انتخابات شورای شهر ومجلس درسالهای 81 و82 به تدریج به گسست میان دانشجویان واحزاب منجر گردید .گسستی که ناشی از نوعی بی اعتمادی سیاسی میان آنان ونیز "خودترمیمی "جنبش دانشجویی پس اززخمهای تیر78 بود وخود مولدنسل "سوم"ازفعالان دانشجویی درعصر !!اصلاحات گردید.

 

٣ دوره سوم؛ازاواخر82 تاانتخابات84:

 

نسل سوم فعالا سیاسی-دانشجویی ٬اگرچه از"کمیتی" به مراتب کمتر ازدو دوره قبل برخوردار بود اما بی اغراق حاکم شدن "عقلانیت "ونیز "استقلال"آنراازکیفتی به مراتب مناسب تربرخوردار کرده است.شاید شعارهای "دیده بان جامعه مدنی "ونیز "نقادی مداوم" بیش ازهرچیز مصادیق حاکم شدن نوعی واقع بینی در"داشتها" درجنبش دانشجویی دانست.

دانشجویان دربرهه جدید نه به نوعی "رهبری "می اندیشند ونه "تقلید " صرف راایده آل خود می پندارد .موضع گیریهای متفاوت فعالان این جریان درطی انتخابت نهم ریاست جمهوری نمایش درستی ازاین "واقع بینی سیاسی"درقبال مسائل جامعه بود٬جائیکه باادبیاتی متفاوت ازروشنفکران واحزاب سیاسی وباآینه گرفتن برجامعه ٬سعی دربه تصویر کشیدن واقعیتهای ساختار قدرت وجامعه نمود .

فارغ ازانکه این نگاه جدید تاچه حدمطلوب مراجع سیاسی اصلاح طلب باشد می باید این "نوزایی "رابه فال نیک گرفت ودرعین حال از"آسیب شناسی "آننیز غفلت ننمود.

دوباره خوانی گذشته٬توجه به سازمان یابی براساس ظرفیت های تازه ونیز عنایت به حوزهای دیگر (زنان ٬جوانان ٬نهادهای مدنی)وازهمه مهمتر به رسمیت شناختن "الگوهای "سایر دانشجویان امری است که درمتن جنبش دانشجویی دردوره جدید می باید موردتوجه قرارگیرد.

 

 

 

٭مقاله فمینسم ایرانی-مجله دانشجویی "آذر" دانشگاه مازندران-این مقاله به عنوان یکی از مقالات برگزیده درنخستین جشنواره موضوعی نشریات دانشجویی کشور موردتقدیر قرار گرفت.

 

٭٭درمقاله ای با عنوان "جنبش دانشجویی ؛انتقادیاانفعال" درروزنامه یاس نو 28/5/82 به این انفعال وعلل آن پرداختم.

 

 

 

 

                                                              


   1      2      3      4      5      6      7    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 5086


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها